الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

مقدمة 160

الغدير ( فارسي )

5 - تفسير آيهء كريمه : * ( وَلِلَّه الأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوه بِها . . . . ) * 6 - تفسير آيهء مباركهء : * ( وَكُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ . . . . ) * 7 - العترة الطاهره فى الكتاب . 8 - ادب الزآئر لمن يمّ الحآير ( در نجف اشرف بچاپ رسيده است ) . اينها شمه اى از بركات وجود اين عالم ربّانى بود كه بدان اشاره شد - اين مرد بزرگ از جهات عديده مانند : علوّ طبع ، استغناى از همه ، بىاعتنائى برياست ، صراحت لهجه ، زبان صدق گويا ، قلم و بيان شيوا و رسا ، قيافهء جذّاب ، با سيمائى دلنشين و هيكلى متناسب و آراستگى بصفات كريمه ديگر از قبيل : توكل ، شجاعت ادبى ، خفض جناح در برابر حق تنمّر و ابراز شخصيت در برابر مخالف و در مقام دفاع از حقيقت و امثال اينها در ميان اقران كم نظير خود ممتاز است بطوريكه بجامعيّت وى امروز كمتر سراغ داريم و عاليترين صفات عاليه و ممتازهء ايشان محبّت و ولاى كامل او نسبت بخاندان رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله است كه سرآمد تمام مزاياى وجودى او است ، و همين جهت است كه امينى را در اين عصر ، يگانه غواَّص درياى بيكران ولايت كه عجايب آن بحر زخّار تمام شدنى نيست ، بايد دانست ، چنان در اين درياى بيكران غوطه ور است كه خيال و هدف ديگرى برايش باقى نمانده ، راستى از بركت اشعهء توجّه مولى الموالى عليه السّلام اين راد مرد گرامى سر تا پا بنور محبت ائمهء اطهار مستنير گشته . آرى . فكر و ذكر و قيام و قعود و نوم و يقظه اش بعشق ولايت است : ( كه گر ز پوست بر آيد هر آنچه بينى او است ) همه دانند كه قلم نگارنده عادت بانتقاد دارد نه ابراز اعتقاد ولى در اين مورد خود را موظف بروشن كردن حقيقت ديدم و صريحا مينگارم كه اگر كسى در اين دوره خواست بمدلول اين حديث شريف عمل كند كه فرمودند : جالسوا من يذكر كم اللَّه رؤيته و يزيد فى علمكم منطقه و يرغبكم الى الاخرة عمله همنشينى كنيد با كسى كه شما را ديدار او به ياد خدا بيندازد ، و منطق و گفتار او بر علم شما بيفزايد و عمل او شما را بآخرت مايل سازد ، و براى رسيدن بمفهوم و مصداق اين حديث ، چنين كسى را بطلبد بايد بسراغ آية اللَّه امينى برود كه در مجلس